خرید بک لینک

بچه غوله از وقتی به دنیا آمده بود، آب بازی نکرده بود، از آب خوشش آمد. نشست وسط رودخانه. یک سنجاقک افتاده بود توی ردوخانه. بالش خیس شده بود و نمی توانست خودش را از آب بیرون بکشد.


بچه غول

بچه غوله با دست زیر آب رودخانه زد و آب ها را پاشید هوا و گفت: « منه! منه! » سنجاقک همراه یک قطره ی آب، رفت توی هوا و افتاد روی یک برگ.


ادامه مطلب

برچسب: بچه غول,بچه غول در اصفهان,بچه غول استقلال,بچه غول ایرانی,بچه غول ایران,بچه غول سال 90,بچه غول پیکر,بچه غول بي شعور,بچه غول در عربستان,بچه غول سال 91, نویسنده: رادین دادخواه تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 2:42

صفحه بندی