خرید بک لینک

سنجاب کوچولو مدتی رفت توی اتاقش و با اسباب بازیهاش بازی کرد. اما زود حوصله اش سر رفت و خسته شد.بابا سنجابه از راه رسید.

<a href='http://www.niloblog.com/top/قصه/'>قصه</a> نی نی و سنجاب کوچولو


سنجاب کوچولو دوید تو بغل بابا . اما بابا خسته بود و حوصله نداشت با سنجاب کوچولو بازی کند. ولی وقتی نشست نی نی سنجابه را بغل کرد و شروع کرد به بوسیدن و بازی کردن با نی نی سنجابه .


ادامه مطلب

برچسب: قصه ی نی نی و سنجاب کوچولو, نویسنده: رادین دادخواه تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 2:42

صفحه بندی